جایی برای من

متن مرتبط با «آسمان هفتم» در سایت جایی برای من نوشته شده است

رشد و توسعه ی فرهنگ، آسمانی فراخ و بال و پری آزاد میخواهد.

  • نیلوبلاگ

    از انتهای قطار چهره ی زن سالمندی دیده میشد که کیف مشکی و کهنه اش را محکم چسبیده بود و مشغول حرف زدن با مسافر کناری اش بود. صدای بلندی داشت؛ به همین سبب میتوانستم از آن فاصله متوجه دیالوگی که بین آنها ...

    ادامه مطلب
  • آسمان

  • نیلوبلاگ

    xa0باید از این آغاز می کرد: آسمان. پنجره ای بدون تاقچه، بدون چهارچوب، بدون شیشه ها. حفره و نه چیزی غیر از آن اما حفره ای فراخ. xa0 لازم نیست منتظر شب مهتابی باشم. لازم نیست گردن بکشم تا آسمان را ببینم. پشت سرم، دمِ دست، روی پلک ها آسمان است. آسمان مرا دقیق می پیچد و از پایین به بالا می بَرد. xa0 حتا بلندترین کوه ها از عمیق ترین دره ها به آسمان نزدیک تر نیستند. هیچ جا نسبت به جای دیگر مقدار بیشتری از آن را ندارد. ابر همان قدر زیرِ آوارِ آسمان مانده که یک گور. موش کور همان قدر به آسمان صعود می کند...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده