
تعریف درست هر واژه و شناخت دقیق موقعیت آن میتواند تحتتاثیر رویکرد قدرت حاکم باشد. بعبارتی هیچ تعریفی نمیتواند ادعا کند از عوامل تاثیرگذار در امان مانده است. به همین دلیل است که با گذشت زمان، تغییراتی در شناخت اولیه حاصل میشود و نشان میدهد که شناخت، یک امر مطلق و یک حقیقت بی چون و چرا نیست. در تعریف رسانه، بار اصلی بر مفهومی بیرونی و امری جدای از انسان است. به این معنا که رسانه یعنی هر آنچه که از بیرون بر ما عارض میشود و حاوی ذات و غایت و وسیله و بازوی قدرتی است. در اینجا رسانه دو نقش کلی ...
ادامه مطلب
وقتی کسی xa0معیاری برای ارزشگذاری بر یک متن یا اثر هنری میخواهد، بر هارمونی موجود در آنها تاکید میکنم. بنظر میآید زمانی اثری هنری بعنوان یک اثر ارزشمند و خوب شناخته میشود که هم پیشینه و بینشی تاریخی xa0از لحاظ درجه اهمیت موضوع داشته باشد و هم توانس...
ادامه مطلب
در برنامههای کودک دهۀ شصت، پویانماییای به نام "خِپل" پخش میشد که در زیبایی مفهوم و ایده بینظیر بود. حالا چرا تلویزیون ایران این نام را به جای نام اصلی آن یعنی "باغ گلها" انتخاب کرده بود، به این خ...
ادامه مطلب
یکی از سرگرمیهای انسان در طول تاریخ حیاتش، خلق معما و پرسشهایی بوده است که چالش ذهنی برای پیداکردن پاسخ درست به وجود آوردهاند. از ویژگیهای یک معمای خوب، خلق فضایی ناآشنا و دور از تجربیات معمول است...
ادامه مطلب
جلد دوم از سهگانۀ ساموئل بکت (مالوی، مالون میمیرد، نامناپذیر) / ترجمۀ سهیل سُمی/ نشر ثالث/ 180صفحهxa0"من تباه شدم، بی حتی یک کلام"ص 146xa0به یاد دارم اولین بازماندۀ دنیای تاریکِ تاریخِ فجایع در ذهنم از...
ادامه مطلب
قطار ایستاد و نگاهی به داخل آن انداختم. خوشحال بودم که از شلوغی و سروصدا خبری نیست و میتوانستم از سکوت مسیرم لذت ببرم. وقتی وارد آن شدم تصمیم گرفتم از همان حداقل شلوغیِ موجود بپرهیزم و در قسمت ورودی...
ادامه مطلب
توجه بشر به متافیزیک و الهیات از شگفتی او در مقابل هستی خویش و جهان پهناور اطرافش آغاز شد. درست از همان زمانی که به حقارت و کوچکی خود در مقابل جهان بیکران هستی پی برد. هر امر بیرونی برای او مصداقی از ...
ادامه مطلب
نویسندگان: روچر باروز، نیکلاس پلیس و دبورا کویلگارسترجمه: محمد خانینشرعلمی و فرهنگی ، چاپ اول 1396511 صفحه، 25000 تومانxa0داشتن یک سرپناه، از دیرباز جزء دغدغههای اصلی انسان بوده است. تمدنهای عظیم همگ...
ادامه مطلب
از انتهای قطار چهره ی زن سالمندی دیده میشد که کیف مشکی و کهنه اش را محکم چسبیده بود و مشغول حرف زدن با مسافر کناری اش بود. صدای بلندی داشت؛ به همین سبب میتوانستم از آن فاصله متوجه دیالوگی که بین آنها ...
ادامه مطلب
بهمن ماه هر سال، گویی صور بیداری دمیده میشود و بازپس گیری حق و حقوق تاریخی مان تکلیف این ماه میشود. یکی یکی چشمان خواب آلوده مان را می مالیم و خود را در موقعیتی می یابیم که بر ما تحمیل شده است. بی پرس...
ادامه مطلب
ویتگنشتاین و حکمت پدید آورنده: مالک حسینی انتشارات هرمس،254 صفحه xa0 " هدف تو در فلسفه چیست؟ _ به مگس راه خروج از بطری مگس گیر را نشان دادن."ص 71 xa0 انسان، خوب می بیندکه چه دارد، ولی نمی بیند که چه هست. چیستی او گویی مثل ارتفاع او از سطح دریا است که ب...
ادامه مطلب
بعد از گذشت چندسال هنوز هم این دیالوگ به خاطرم مانده است. بارها با خودم مرور کردم که چه اتفاقی باعث شد این برخورد شکل بگیرد و مهم تر اینکه چطور میشود از دانشجویی در حال تحصیل در دانشگاهی درخور توجه که انتظار میرود دانشجویانی فهیم تر و باخردتر تحویل بدهد، به جای یک گفتگویی بر مبنای عقل و اندیشه، جز مشتی سطحیات و احساسات چیزی دستگیرمان نشود. در این مقاله که بسیار برایم جالب بود به این موضوع اشاره شد...
ادامه مطلب
My dinner with Andreکارگردان : لوئی مال.هنرپیشگان : والاس شان، آندره گرگوری، ژان لنوئر و روی باتلر.111دقیقه محصول کشور آمریکا در فیلمِ زندگی من برای زندگی کردن ( My life to live ) اثر ژان لوک گدار، صحنه ای بود که دلم میخواست ساعتها ادامه داشته باشد. صحنه ی چند دقیقه ایِ گفتگویی پر مفهوم میان یک فیلسوف و روسپی. همینطور در فیلم چند اپیزودیِ قهوه و سیگار از جیم جارموش، که به حضور اتفاقی و یا از پیش تعیین شده اشخاصی بر سر یک میز اشاره دارد که با هم به گفتگو می نشینند. xa0 ( والی ) راوی فیلم ، نمای...
ادامه مطلب
xa0باید از این آغاز می کرد: آسمان. پنجره ای بدون تاقچه، بدون چهارچوب، بدون شیشه ها. حفره و نه چیزی غیر از آن اما حفره ای فراخ. xa0 لازم نیست منتظر شب مهتابی باشم. لازم نیست گردن بکشم تا آسمان را ببینم. پشت سرم، دمِ دست، روی پلک ها آسمان است. آسمان مرا دقیق می پیچد و از پایین به بالا می بَرد. xa0 حتا بلندترین کوه ها از عمیق ترین دره ها به آسمان نزدیک تر نیستند. هیچ جا نسبت به جای دیگر مقدار بیشتری از آن را ندارد. ابر همان قدر زیرِ آوارِ آسمان مانده که یک گور. موش کور همان قدر به آسمان صعود می کند...
ادامه مطلب
مرگ هنرمند، مرگ هنر نیست. مرگی شبیه به مرگ یک کارگر و یا دستفروش است. و حتی شبیه مرگ یک اتوبوس سرباز. اما چرا دردناک تر؟ چرا ترسناک تر؟ چرا خلا نبودشان اینقدر مشخص است؟ هنرمند، ترجمان عالمی است که جز با زبان هنر، شیوه ای برای بیان خویش ندارد. عالمی که در درونی ترین احساس مان جاودانه و دست نیافتنی است. هنر، مادر مهربانی است که آروزهایمان را به دعا می نشیند. هنر، پدر زحمتکشی است که صبح زود برمی خیزد و آسمان تخیل کودکانش را با قلموی سحرآمیزش رنگ می کند. هنر، آیینه ی دردهایمان است. تسکین موقتی است ب...
ادامه مطلب
باروخ اسپینوزا، استیون نادلر، ترجمه ی حسن امیری آرا، انتشارات ققنوس، جلد پانزدهم xa0 اسپینوزا : از مهمترین فیلسوفان دوران مدرن متقدم و یکی از رادیکال ترین آنها تفکر او: تلفیقی از التزام به شماری از اصول متافیزیکی و معرفت شناختیِ دکارتی با ارکانی از فلسفه ی رواقیِ باستان و عقل باوریِ یهودیِ قرون وسطایی تفکر سیاسیِ قویا دموکراتیک و نقدی ژرف بر دعاوی کتب مقدس و دین فرقه ای در 27 ژوئیه ی سال 1656 علیه وی اقامه ی دعوا شد و او به herem ( حرم ) یا تکفیر محکوم شد و این سختترین حکمی بود که جامعه ی سفاردی...
ادامه مطلب